بحثی در باره تشکلهای کارگری

(مجمع عمومی و تشکل پایدار، سندیکا، شورا)

آقای حسین اکبری در مطلبی با عنوان ” تشکلهای کارگری و نسخه های بورژوایی و خرده بورژوایی” در چهار بخش به بحث تشکلهای کارگری در ایران پرداخته است و در آن سندیکا را به عنوان ” خانه کارگران” و ” بدیل مناسب” نام برده است. من سعی میکنم در چند بخش به نظرات آقای اکبری بپردازم و نشان دهم چرا دیدگاههای او جامد و خشک و پیروی از الگوهایی از پیش داده شده و ذهنی و در عرصه سیاست جنبش کارگری و سیاست روزمره جنبش در موضع راست ایستاده است.

مجمع عمومی سنگ بنای تشکل کارگری است ( قسمت اول)

آقای اکبری در آخرین قسمت مقاله اش به شورا و مجمع عمومی پرداخته است. من از آخرین قسمت مقاله اش شروع میکنم، یعنی شورا و مجمع عمومی و سندیکا.

سوال هر فعال کارگری و هر خواننده مقاله آقای اکبری این است که علت پرداختن آقای اکبری به این موضوعات چیست؟ خود آقای اکبری میگوید علت آن تاثیر این ایده ها و تئوریها بر فعالین طبقه کارگر میباشد:

“اما موضوع این نوشتار نقد دیدگاه هایی است که اساسا آگاهانه درخدمت سرمایه نیستند و چه‌بسا به‌شدت هم ضدسرمایه‌دار وخود را درخدمت طبقه‌ی کارگر می‌دانند. منتهی نوع نگرش حاملین این دیدگاه‌ها در تحلیل نهایی به سود طبقه‌ی‌کارگر نیست و حتی در بازه زمانی طولانی، آنگاه که جایگاهی را در ذهنیت عمومی بخش‍هایی از این طبقه و وابستگان آن را تصرف می‌کند، می‌تواندبه عنصری بازدارنده و ناسودمند بدل شود”. ( از بخش سوم مقاله تشکلهای کارگری، حسین اکبری)

اما واقعیت جز این است که آقای اکبری میگوید. اقای اکبری در سالهای اخیر شاهد است که فعالین و رهبران کارگری مراکز بزرگ صنعتی بیش از پیش و آگاهانه به طرف جنبش مجمع عمومی گرویده اند. هفت تپه و فولاد اهواز تنها نمونه نیستند، اما نمونه های برجسته ای از رفتن فعالین و رهبران کارگری به طرف مجمع عمومی است. بر آگاهانه بودن به این دلیل تاکید میکنم، چون رهبران و فعالین این دو مرکز چه در مبارزات سال 97 و چه در مبارزات اخیر مجمع عمومی را بشکل نسبتا دائمی در محل کار برگزار کردند و بدنبال طرحهای ذهنی نرفتند. مجمع عمومی در آنجا دیگر “خوبخودی” نبود، بلکه به سنت تبدیل شد و رهبران و فعالین آگاهانه به سمت آن رفتند. انتخاب آگاهانه این ظرف از طرف فعالین و رهبران و تبدیل شدن آن به یک سنت و استفاده تمام و کمال از ظرفیتهای آن مسئله ایست که میتوان گفت فضای جنبش کارگری ایران و فضای فعالین و رهبران کارگری دارد به این سمت میرود. آقای اکبری در مقابل عمل جنبش کارگری، در مقابل نسل جوان رهبران و فعالین آن، در مقابل امکاناتی که این فضا به روی جنبش کارگری ایران گشوده است، در مقابل سنگ یخ شدن قانونگرایی، در مقابل شکست طرحهای ذهنی برای تشکیل تشکل پایدار و دائمی در شرائط دیکتاتوری خونین و در شرائطی که توازن قوا اجازه آن را نمیدهد است که به صرافت نقد مجمع عمومی افتاده است.

نه تنها مشاهده ساده و دنبال کردن اخبار روزمره بسیاری از مراکز بزرگ صنعتی و مبارزات آنها، بلکه گفتار و عمل هر رهبر و فعال کارگری مبارز حاکی از این است که کارگران تشکیل مجمع عمومی و انتخاب نمایندگان و هیات نمایندگی را استزاتژی راهبردی مبارزات جاری کارگران میدانند و این سنت دارد جا پای محکمی در جنبش کارگری پیدا میکند. اسماعیل بخشی که بحق امروز از رهبران طراز اول جنبش کارگری ایران است به ایکون جنبش مجمع عمومی و شورایی تبدیل شده است.

نسل جوان فعالین و رهبران جنبش کارگری ایران که از ایران خارج شده اند و توانسته اند تجربیات خود را بنویسند و یا بطور کتبی و شفاهی در مصاحبه ها آن را بازگو کنند، حاکی از عمق یافتن سنت مجمع عمومی و رفتن آگاهانه به سمت آن است.

“….به دنبال شدت گرفتن اعتراضات، «علیرضا محجوب»، دبیرکل «خانه کارگر» و نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی و نیز «کریم یاوری»، مدیر کل حمایت از مشاغل و بیمه بیکاری وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی به اهواز می‌روند: «آمدند از کارگران خواستند تا مثل “شرکت کشت و صنعت نیشکر هفت تپه” بروند تهران و در مجلس موضوع را مطرح کنند. این موضوع هنوز وارد مجمع عمومی فولاد نشده بود تا به رای گذاشته شود و تصمیم بگیریم چه طور با محجوب صحبت کنیم؛ این که ما چه مطالباتی داریم و آیا محجوب می‌تواند آن مطالبات ما را محقق کند و آیا این قدرت را دارد؟ هنگامی که از تجمع اعتراضی برمی‌گشتیم، دو نفر از کارگران آمدند و گفتند محجوب با ما تماس گرفته و گفته است بیایید تهران؛ همین امروز حرکت کنید. ولی بقیه کارگران گفتند ما تحت هیچ شرایطی به تهران نمی‌رویم. مسخره است وقتی ۴۲نفر از کارگران همکار ما بازداشت شده‌اند، برویم سر میز مذاکره بنشینیم.» آل مهدی با اشاره به این جمله کارگران که مگر می‌شود با کسی بنشینیم که پوتین خود را روی گردنت گذاشته است و می‌گوید بیا با من مذاکره کن، اضافه می‌کند:«این موضوع به رای گذاشته شد. کارگران موافق مذاکره، دو نفر بودند که رفتند و با محجوب صحبت کردند. آن دو نفر مصر بودن که بروند ولی ما قبول نکردیم.” (از مصاحبه میثم آل مهدی از رهبران کارگران فولاد اهواز)

“در آبان ۹۷ به دنبال اعتصاب کارگران، این بار هم تشکیل مجامع عمومی در دستورکار قرار گرفت. با این تفاوت که بجای خیابان، این مجمع در سالن اجتماعات شرکت برگزار شد و تداوم و رسمیت و امکان رأی‌گیری منظم وجود داشت. به طوری که هر پنج‌شنبه برگزار می‌شد و اقدامات هفته بعد را تعیین می‌کرد. برگزاری این مجامع امکان بسیار خوبی بود که همه کارگران را فارغ از دیدگاه‌ها و نظرات مختلف، به طور آزادانه در بحث‌ها و تصمیم‌گیری‌های جمعی مشارکت دهد.…………… در جلسات هم اندیشی کارگران در تالار شرکت حتی موضوع شورای اسلامی مطرح می‌شود و مقرر می‌گردد که بررسی‌های بیشتری درباره آن صورت گیرد. اما با دخالت بجا و صحیح برخی فعالان کارگری خارج و داخل شرکت و تماس با گروهی که خواهان ایجاد شورای اسلامی بودند ضعف‌های شورای اسلامی برجسته‌تر می‌شود و اینبار طرح تشکیل مجمع نمایندگان مستقل در جلسات هم اندیشی کارگران (مجامع عمومی هفتگی) مورد استقبال اکثریت قرار می‌گیرد. اما تصمیم گیری در این خصوص به بعد موکول می‌شود. ” روایتی از دو سال مبارزه و سازماندهی گروه ملی فولاد اهواز از پیمان شجیرانی از رهبران کارگری فولاد اهواز

روایت مجمع عمومی و مجمع نمایندگان در هفت تپه را هم هر کارگر و هر علاقه مند به جنبش کارگری بطور دائم از طریق اخبار زنده و سخنرانیهای رهبران و فعالین و نمایندگان کارگران دنبال کرده و میکند. اگر فعالین و رهبران هفت تپه هم بتوانند زمانی فرصت بیابند، زمانی که سرکوب و اختناق بالای سرشان نباشد، روایتهای بسیار شنیدنی و آموزنده ای، از محافل و جمعهای پنهان و نیمه پنهان و از مجمع عمومی و تصمیم گیرایهای خود برای جنبش کارگری بازگو خواهند کرد.

مجمع عمومی که میثم ال مهدی و شجیرانی از آن صحبت میکند، دیگر گردهمآیی ساده اعتراضی کارگران نبوده است، بلکه گردهمآیی برای تصمیم گیری و تقسیم کار و انتخابات بوده است. این روشی است که کارگران ایران مبارزه جاری خود را پیش میبرند. اقای اکبری تلاش میکند تا مجمع عمومی را به گردهم آیی ساده اعتراضی کاهش دهد. اگر تجربیات دیگر مجمع عمومی که هر روزه شکل میگیرند و مبارزه کارگران را پیش میبرند کمتر چشمگیر هستند، اما هر فعال کارگری میتواند با مشاهده هفت تپه و فولاد، ساختمان مجمع عمومی و کارکرد آن را تماشا کند و درس بگیرد.

از این فراتر صحبت ما این است که مجمع عمومی نباید فقط در شرائط اعتراضی و اعتصاب تشکیل شود، بلکه در هر شرائطی بر سر مسائل مختلف در شرکت مجمع عمومی در قسمتهای مختلف و در کل شرکت برگزار شود و کارگران مسائل و مشکلات خود را مورد بررسی قرار دهند و نماینده و یا هیات نمایندگانی برای پیگیری مطالبات و مذاکره با مدیریت و کارفرما و یا دولت انتخاب کنند. این عمل آگاهانه مجمع عمومی را به یک مجمع عمومی دائمی در مرکز کار تبدیل میکند و اتحاد کارگران را بطور دائمی حفظ و تقویت میکند و کارگران در سطح پایه به تشکل و یا دقیتر بگویم به سنگ بنای تشکل دست مییابند.

مثلا فعالین جنبش مجمع عمومی مذاکره بر سر قرارداد کار و حداقل دستمزد را هم در شرائط کنونی، در شرائطی که کارگران از تشکل پایدار خود محرومند، تنها از طریق تشکیل مجمع عمومی در محلهای کار و انتخاب نماینده و هیات نمایندگی برای مذاکره با دولت و کارفرما ممکن میدانند. و اولین قدم برای مبارزه بر سر دستمزد را این میدانند و نه انتخاب رقم معین و تبلیغ روی آن. بدون مجمع عمومی و مجمع نمایندگان تعیین رقم روی کاغذ میماند و به مطالبه عمومی تبدیل نمیشود. البته آقای اکبری که میگوید دنبال سندیکای مستقل است عناصر رژیم در شورای عالی کار را به عنوان نمایندگان کارگران به رسمیت میشناسد و میخواهد گره دستمزد کارگران از طریق آنها حل شود. در بخش بعدی نوشته ام توضیح میدهم که تشکل مستقل مورد نظر آقای اکبری واقعا چیست.

در باره اشکال دیگر سازمانیابی کارگران و تداوم مجمع عمومی

آقای اکبری مینویسد: ” این که چنین مداومتی در مجامع عمومی وجود دارد، بطور منطقی امکان پذیر نیست چرا که با وجود میزان درک و آگاهی کارگران از شرکت ونحوه حضور درمبارزه و درمقابل میزان فشار وارده از سوی دستگاه‌های امنیتی وتاثیرات روانی آن برجامعه و ازآن جمله کارگران؛ و عواملی چون نبود امنیت شغلی و اجتماعی برای آنها، پذیرش ضرورت مبارزه نیازبه زمان لازم برای پیشروانِ‌کارگری جهت متقاعدکردن سایرکارگران که به درجات مختلف دوری و نزدیکی از ایده مبارزه برای بهبودخواهی هستند؛ وجود دارد. رسیدن به میزانی از این درک مستلزم اشکال گوناگون سازمانیابی پنهان و آشکاری است که بتواند کارگران را به‌اصطلاح به “پای کار” بیاورد و طبیعی‌است که دراین پروسه اشکال مختلف سازمانیابی موثر و مستمر وپایدار در ذهن کارگران پیشرو و همکاران دیگر مبادله شود و درواقع یک مجموعه از دانش و اطلاعات بین ذهن‌های کارگران به جریان می‌افتد.” (تشکلهای کارگری…..بخش پایانی از حسین اکبری)

صحبت ما فعالین جنبش مجمع عمومی این است که توده طبقه کارگر ایران در شرائط اختناق و سرکوب ایران از دهه شصت تاکنون از چه اهرمی مبارزات روزمره خود را پیش برده و باید ببرد؟ بحث بر سر مجمع عمومی بحث بر سر متشکل کردن و ایجاد اتحاد میان توده کارگران است. اینکه باید سازمانهای پنهان و نیمه پنهانی باشد تا فکر بسیاری از مسائل ریز و درشت را کند و در پشت صحنه مسائل بسیاری نظیر نقش کارگران معترضی که تازه پا به میدان میگذارند، دخالت نیروهای سرکوبگر و امنیتی و ترفندهای کارفرما و….را بررسی کنند، به فکر تندروی و یا سازش بیموقع باشند و یا با مراکز دیگر کاری برای پشتیبانی تماس بگیرند….چیزی در باره مجمع عمومی به عنوان اهرم متحد کننده توده کارگر نمیگوید. مجمع عمومی جایی است که مثلا یک مطالبه کارگران که از طرف کارگران فعال و پیشرو طرح میشود، به مطالبه عمومی و مشترک بدل میشود و مجمع عمومی قدرت توده کارگران را پشت آن مطالبه قررار میدهد. کارگران نماینده و نمایندگانی را برای مذاکره با کارفرما و مدیریت و دولت تعیین میکنند و بعدا در صورت دست زدن به اعتراض، شکل، ابعاد و چگونگی آن را تعیین میکنند. کارگران یک محل کار و شرکت و یک محله رابطه پنهان و نیمه پنهان خود را به راحتی و بدون هیچ و یا کمترین درد سر امنیتی از طریق روابط خانوادگی همکار با همکار، رابطه دوستی و رفاقت پیش میبرند. چنین رابطه پنهانی در همه شرائط چه در شدیدترین اختناق و چه در ازادترین شرائط هم وجود دارد و وجود خواهد داشت. این خود سطحی از تشکلیابی خودبخودی طبقه کارگر و سوخت و ساز درونی آن است. بگذارید مثلا نام این محافل مخفی را کمیته های کارگری بگذاریم و واقعا هم برخی از این محافل خانوادگی بشکل کمیته های مخفی کارخانه عمل میکنند. این کمیته ها در درجه اول کمیته های مبارزه اقتصادی هستند و نه محفل و کمیته های سوسیالیستی. اما کارگران کمونیست همچنین تلاش میکنند در دل همین محافل خانوادگی و دوستی و همکاری، دامنه محافل کمونیستی خود را هم گسترش دهند. و این محافل و کمیته های مبارزه اقتصادی و این محافل و کمیته های کمونیستی که در بسیار ی موارد استحکام تشکل به آن معنای مرسوم را ندارند، ضامن گسترش و پایداری جنبش مجمع عمومی هستند و بخشی از سوخت و ساز طبقه کارگرند.

جالب است که آقای حسین اکبری که یکی از فعالین قانونگرا در جنبش کارگری است وقتی صحبت از چگونگی پیشبرد مبارزه جاری کارگران میشود، به ما در باره ضرورت پنهانکاری حرف میزند.

ایا امکان تشکل پایدار در شرائط امروز ممکن میباشد؟

حسین اکبری که میگوید مجمع عمومی نه، برای ما نمیگوید که توده های کارگر امروز چگونه مبارزه خود را پیش ببرند. نسخه اینکه زمانی کارگران به سندیکا دست پیدا میکنند، پاسخ دیروز و امروز برای تشکل و مبارزه کارگر نشده است. ما از دهه شصت تاکنون گفتیم تنها راه پیشبرد مبارزه روزمره توده کارگران و امکان متحد شدن آنها تکیه بر مجمع عمومی و دائمی کردن آن است. این اختراع ذهنی فردی نبود، بلکه برگرفته از جنبش کارگری و امکانات آن بود که در همان اوائل سرکوب دهه شصت توسط منصور حکمت جمع بندی و تئوریزه شد و راهنمایی بسیاری از فعالین و رهبران کارگری قرار گرفت و امروز میرود تا کاملا به یک سنت در جنبش کارگری ایران تبدیل شود.

حسین اکبری میتواند بگوید “سندیکا بی بدیل است”. اما نمیتواند از طرحی صحبت کند که مبارزه روزمره توده کارگران از طریق آن پیش رود. “سندیکا بی بدیل است” اما برای سازماندهی سندیکا در ایران هیچ روزنه ای نیست. تشکل پایدار اعم از سندیکا و یا شورا در ایران بسرعت سرکوب میشود و به وضعیت سندیکای هفت تپه و سندیکای واحد دچار میشوند که دیگر سندیکا به عنوان تشکل توده ای کارگران نیستند، بلکه کمیته های کارگران مبارزی هستند که تلا ش میکنند تا در مبارزه کارگران دخالت کنند. به نقش سندیکای هفت تپه در جریان مبارزات اخیر نگاه کنید. نقش سندیکا در بهترین حالت شاید دادن مشاوره به فعالین و نمایندگان باشد. سندیکا تشکل توده ای دایر کارگران است، نه فعالینی که 10، 15 سال پیش برای نمایندگی کارگران انتخاب شده اند. مبارزه کارگران هفت تپه از زمان تشکیل سندیکای هفت تپه تاکنون خارج از دایره سندیکا و از طریق مجمع عمومی و انتخاب نماینده و نمایندگان پیش رفته است. خود سندیکای هفت تپه در زمان تشکیلش از یک هیات نمایندگی فراتر نرفت و به تشکل مستقر تبدیل نشد.

در ضمن آقای حسین اکبری و طرفداران خط سندیکا سازی پس از 25 سال فقط کارگران یک محل کار یعنی شرکت واحد را صاحب تشکل کردند که آنهم با سرکوب و بگیر و ببند نتوانست به تشکل مستقر کارگران تبدیل شود. آنها برای بیش از 40 سال مبارزه کارگران هیچ برنامه و طرح و نقشه ای جز دستیابی به سندیکا در زمان و مکان نامعلوم ندارند. تنها راه چاره آنها پناه بردن به قانونگرایی بشیوه آقای اکبری است و یا رو آوردن به چیزهای عجیب و غریبی مانند سندیکای مخفی!

اقای اکبری البته برخلاف رهبران کارگری شرکت واحد، تماما به قانونگرایی پناه برده است و راه حل را مثلا در تغییر بند ششم قانون کار میداند تا کارگران صاحب سندیکا شوند، آن هم با تغییر ریل ” نمایندگان کارگران” در شورای عالی کار، شورای اسلامی کار و انجمن صنفی کار در قانون کار.

سندیکای هفت تپه در سنت سندیکا سازی شکل نگرفته است، بلکه در سنت شورایی شکل گرفته و تنها نام سندیکا را با خود داشته است که آن هم با سرکوب مواجه شده و نتوانست به تشکل پایدار تبدیل شود. در تشکیل سندیکای هفت تپه برخلاف سندیکای واحد از تلاش هیات موسسان سندیکایی و جلسات آموزش قانون کار و قانون اساسی و… خبری نبود، بلکه بدون چنین “آموزشها” از دل یک اعتراض و اعتصاب توده ای بیرون آمد و اتنخابات آن هم بشیوه شورایی صورت گرفت و نه بصورت عضویت آحاد کارگران در سندیکا.

برای بیش از 40 سال جنبش کارگری و مبارزه توده ای کارگران، دو کمیته کارگری را به ما نشان میدهند و میگویند باید کارگران همه مراکز صنعتی چنین کنند. سندیکا سازان مجبورند برای کارگران بگویند چگونه توده کارگر همین امروز (و حتی در شرائط سرکوب شدید دهه 60) خود را برای مطالبات و مبارزه روزمره خود متحد و قدرتمند کند و به سطحی از تشکل دست یابند.

ما فعالین جنبش مجمع عمومی به همه رهبران و فعالین کارگری میگوییم امروز بهترین ابزار برای پیشبرد مبارزه و ایجاد اتحاد میان کارگران، تشکیل مجمع عمومی دائمی است. و فردا وقتی توازن قوا تغییر کرد بسرعت به طرف تشکلهای پایدار میرویم. فعالین و رهبرانی که در فکر تشکیل سندیکا هستند هم بهتر است الان به تنها اهرم ممکن، یعنی تشکیل مجمع عمومی روی بیاورند. این شیوه پیشبرد مبارزه در همه مراکز بزرگ کارگری از دهه شصت تاکنون بوده است و فولاد اهواز و هفت تپه منبع آموزش گرانیهایی برای همه طبقه کارگر بدست داده اند.

ما امیدواریم رهبران سنیدکای شرکت واحد هم مانند هفت تپه و فولاد به تشکیل مجمع عمومی و انتخاب مجمع نمایندگان در محل کار روی آورند تا بتوانند توده کارگران شرکت واحد را بطور نمایندگی کنند. مجمع عمومی سندیکا به توازن قوای دیگری احتیاج دارد که امروز ممکن نیست و سندیکا بدون دخالت توده کارگر و بدون نمایندگی کردن آنها سندیکا نیست. اگر ما امروز در همه محلهای کار به تشکیل مجمع عمومی دائمی روی بیاوریم، جنبش کارگری پرقدرتی خواهیم داشت که خود در تغییر توازن قوا برای دستیابی به تشکل پایدار، سندیکا و شورا، نقش بازی میکند و با گسترش جنبش مجمع عمومی در آستانه دستیابی به تشکل پایدار قرار میگیریم.

مجمع عمومی سنگ بنای تشکل کارگری است و در شرائط کنونی شدنی است و نافی هیچ تشکل کارگری از جمله سندیکا نیست.

محمود قزوینی

10 آذر 99، 30 نوامبر 20

www.m-ghazvini.com

ghazvini.m@gmail.com