حزب کمونیست کارگری و تاکتیک خشونت کردن به بانکها و تظاهرات برای تظاهرات

این یک مقاله قدیمی از من است که در جریان اعتراضات تابستان سال گذشته مردم کردستان نوشته بودم. اما با دور شدن از مسئله، آن را دیگر برای انتشار به نشریات و سایت ها نفرستادم. هر چند این مقاله در نقد تاکتیک تظاهرات برای تظاهرات حککا میباشد، اما فکر میکنم برای توضیح جایگاه تاکتیک تظاهرات و اعتصاب در مبارزه بر علیه جمهوری اسلامی و فعالیت  اجتماعی مفید و موثر میباشد. از این نقطه نظر انتشار آن کماکان مفید خواهد بود.

 

محمود قزوینی

 

حزب کمونیست کارگری و تاکتیک خشونت کردن به بانکها و تظاهرات برای تظاهرات

در جریان اعتصاب عمومی روز 16 مرداد سال 1384 در کردستان حزب کمونیست کارگری ایران اعلام نمود که اعتصاب عمومی به خانه فرستادن مردم است.

همچنین حمید تقوایی و دیگر رهبران حککا به نوشتن در باره خشونت بدون اسلحه پرداختند و اعلام کردند که مردم باید با آتش زدن بانکها و اموال عمومی خشونت کنند. به خصوص بانکها که حمید تقوایی آنها را مظهر سرمایه نامیده است باید تماما مشمول آتش سوزی شوند.

من در اینجا به این تئوریهای حککا نظری میاندازم.

 

اعتصاب عمومی به خانه فرستادن مردم است!!!!!!

تظاهرات برای تظاهرات، تاکتیک پوپولیستی حککا 

نزد رهبری حزب کمونیست کارگری، هر تظاهرات و اعتراض یک نیرد آخر است. تظاهرات و اعتصاب و اعتراض نزد آنها یک قدم بیشتر به سمت متحد و متشکل شدن مردم برای قدرتیابی و قدرتمند شدن و نزدیکتر ساختن زمان سرنگونی رژیم   نیست. بلکه هر تظاهرات و اعتصاب نزد رهبری حککا یک نبرد برای سرنگونی و آنهم آخرین نبرد است. نزد آنها تظاهرات به اعتصاب عمومی برتری دارد چون تظاهرات راحتتر به درگیری نیروهای رژیم با مردم میانجامد. در تاکتیک پوپولیستسی اینها، توده های مردم همیشه در حال قیام هستند. هر تظاهرات یک قیام است. برای همین اعتصاب عمومی که یک تاکتیک مهم طبقه کارگر و مردم برای کسب حقوقشان و در مبارزه برای سرنگونی است،  به خانه فرستادن مردم و حتی طرفداری و سازش با رژیم معنی  میشود. تفاوت اینها با ناسیونالستها نه در افق بلکه در تاکتیک است.  اگر در اعتراضی تاکتیک میلیتانت اتخاذ شود،  حرکت آزادیخواهانه و سوسیالیستی قلمداد میشود و اگر تاکتیک غیر میلیتانت باشد، ناسیونالیستی و سازش با رژیم قلمداد میشود.  کمتر حزب و گروه سیاسی  تاکتیک و شکل اعتراض را تا این حد افراطی به ماهیت و افق حرکت ارتقاء داده است. تظاهرات هخا و حرکت قومی در خوزستان رادیکال نام میگیر، چون میلیتانت تر از تاکتیک اعتصاب عمومی هستند.

فکر میکنم اولین بار باشد در جهان یک گروهی اعلام کند، اعتصاب عمومی به خانه فرستادن مردم است.

میگویند چون تظاهرات جریان داشته است پس میبایست فراخوان به تظاهرات عمومی داده میشد. خودشان میگویند چون تظاهرات به درگیری با رژیم ختم میشود رادیکالتر است. اینکه مردم در این سطح وسیع در یک روز به تاکتیک تظاهرات پاسخ مثبت میدادند یا نه؟ اینکه تاکتیک تظاهرات میخواست به کجا ختم شود و…برای حککا مهم نیست. مهم آن بود که مردم میامدند در خیابان و با نیروهای رژیم زد و خورد میکردند. اینها تنها دلیل آنها است. اینکه پس از درگیری که معمولا با سرکوب و دستگیری و زندان همراه است، مبارزات مردم در این شرائط نابرابر به عقب نشینی های بیشتر

مگر کسی جایی گفته است که مردم باید اعتصاب عمومی کنند و به خانه بروند؟ کسی چنین فراخوانی داده است؟!!

 کسی صحبت از این نکرد که مردم اعتصاب کنند و به خانه بروند و اجتماع و تظاهرات نکنند. فراخوان به اعتصاب  عمومی، فراخوان به اعتصاب عمومی است. همه میدانند که اعتصاب عمومی مردم در شکل اتمزیزه و منفعل انجام نمیشود. اجتماعات عمومی از تبعات معمولی اعتصاب عمومی است. همیشه اعتصاب همراه با جنب و جوش عظیم در میان مردم است. تازه  کسی که در کرات دیگر و یا در دنیای هپروتی خود زندگی نکند، میداند اعتصاب کردن چقدر مشکل است. دست زدن به اعتصاب برای مردم زحمتکش و کارگر آنقدر مشکل است که رهبران انقلابی طبقه کارگر آن را گاها با قیام و انقلاب مقایسه کرده اند.

اگر اینها واقعا و صادقانه گفته باشند که ” اعتصاب عمومی به خانه فرستادن مردم است”  و نه برای توجیه حرکت اشتباه آمیز خود، حتما باید به آنها به خاطر این همه دانش جایزه داد. اعتصاب عمومی یک تاکتیک و یک اسلحه مهم کارگران و مردم برای رسیدن به مطالبات خود و در مبارزه بر علیه جمهوری اسلامی است. اعتصاب  در بیشتر موارد اسلحه موثرتری از تظاهرات  در مبارزه مردم بر علیه رژیم است. تظاهرات الزاما شکل پیشرفته تری در مبارزه مردم برای مطالبات خود و در مبارزه مردم با رزیم نیست. ما در تاریخ و در قطعنامه های احزاب انقلابی و کمونیست دنیا در باره نقش اعتصاب عمومی توده ای بخصوص در دوره انقلابی خواندیم و در تجربه انقلاب 57 هم نقش اعتصاب عمومی کارگران نفت را در شکست رژیم شاه دیدیم. اما کمتر جایی و کمتر تجربه تاریخی در باره نقش تاکتیک تظاهرات معمولی و عادی در پیشروی مبارزات مردم حرف زده شده است. تاکتیک تظاهرات  بیشتر نقش اعلام اعتراض یک بخش مردم به حکومت و گسترش روحیه اعتراضی در میان انان است. هر انسان که از فهم مسائل ساده خود را عاجز نساخته باشد میفهمد که در جامعه مدرن امروزی اعتصاب عمومی اسلحه کاراتری از تظاهرات، آنهم تظاهرات خودبخودی و بدون سرانجام است. اعتصاب از آنجا که به اهرم تولیدی جامعه و شاهرگ جامعه سرمایه داری دست میبرد، رژیم را در وضعیت فلج کننده ای قرار میدهد. طول مدت اعتصاب حتما و همیشه طولانی تر از تظاهرات است. برای رزیم دشوارتر است که اعتصاب را مورد سرکوب قرار دهد. خواسته ها و مطالبات و نیروهای رهبری کننده اعتصاب روشن تر از تظاهرات خودبخودی است. در حالی که تظاهراتهای امروز عموما خیلی موقتی و بدون برنامه و پلاتفرم هستند و برای همین به راحتی و عموما تحت تاثیر آلترناتیوهای بورزوازی و ارتجاعی قرار میگیرند، حتی اعتصابات خودبخودی از رهبری و برنامه روشن تری از تظاهرات برخوردارند.

روشن است که مثلا اعتصاب کارگران صنعت نفت و دیگر بخشهای صنعتی در سال 57 از هر نوع تظاهرات دیگری پیشرفته تر و موثر تر بود. پلاتفرم و رهبری روشنتری داشت. میتوانست مانور دهد، مذاکره کند، فرصت بخرد، عقب نشینی کند، پیشروی کند و….اما تظاهرات ها و تظاهرات امروز تاکتیک موضعی و موقتی است که آسان تر هم ملاخور و ملی خور میشوند.

ما تاکتیک تکامل اعتصاب به تظاهرات نداریم. بلکه تاکتیک تکامل اعتصاب و تظاهرات به قیام داریم. اعتصاب جای تظاهرات و تظاهرات جای اعتصاب را نمیگیرد. تظاهرات شکل پیشرفته تری از اعتصاب نیست. فقط شورش و اعتصاب عمومی سیاسی و قیام عمومی مردم و قیام مسلحانه شکل پیشرفته تری در مبارزه مردم بر علیه رژیم است. حزب کمونیستی و انقلابی همیشه بدنبال این است که چگونه اعتراض و مبارزه مردم را موثر تر و کاراتر سازد و همچنین در دل اعتراضات متنوع امروز قیام فردا را سازماندهی میکند و نزدیکتر میسازد.

تظاهراتهای سازماندهی شده و با نقشه همراه با اعتصاب چیز دیگری است. کارگران و مردمی که دست به اعتصاب زدند ممکن است بنا به توازن قوا تشخیص دهند یک روز تظاهرات کنند و یا نکنند. و یا حزبی که در تدارک قیام عمومی و مسلحانه است ممکن است از اعتصاب و تظاهرات در زمان قیام عمومی بهره گیرد. اما تاکتیک تظاهرات برای تظاهرات دیگر چیز دیگری است. تاکتیک تظاهرات برای تظاهرات بدنبال متحد و متشکل کردن مردم، ایجاد صف رهبری در میان مردم، ایجاد ملزومات برای امکان حضور ادامه دار اعتراضات مردم و…نیست. تظاهرات برای تظاهرات بدنبال یک تک اعتراض است تا در مدح آن اعتراض انشاء بنویسد. همیشه توده های مردم با روحیه اعتراضی بالا در صحنه حضور میابند و اعتراض میکنند و میروند تا چند وقت دیگر دوباره جایی اعتراضی میشود و باز هم نوحه خوانی در مدح تظاهرات و اطلاعیه و تحلیل در باره ” شروع دوباره جنبش توده ای”  از سر گرفته میشود.  در تاکتیک تظاهرات برای تظاهرات پیشروی مردم با کمیت تظاهراتها ی خودانگیخته اندازه گرفته میشود. طرفداران تظاهرات برای تظاهرات به کاربرد و دامنه  تاکتیک تظاهرات به عنوان یک تاکتیک اعتراضی هم  هرج و مرج طلبانه برخورد میکنند. تظاهرات را با شورش و قیام اشتباه میگیرند. گویا هر تک تظاهرات باید به مصاف هست و نیست با رزیم برود. هر تک تظاهرات باید تهاجمی باشد. تظاهراتی موفق است که به درگیری کشیده شود و چند نفر دستگیرشوند.

اما تاکتیک تظاهرات باید مانند اعتصاب بر پیوستن توده های هر چه وسیعتر از مردم به تظاهرات استوار باشد. برای همین اجتناب از درگیری و دشوار ساختن  حمله نیروهای سرکوبگر به تظاهرات، باید یک سیاست همیشگی رهبران تظاهرات کننده تا قبل از شروع شورش عمومی و قیام باشد. تظاهرات مانند اعتصاب زمانی در اهداف خود به عنوان یک تاکتیک موفق است که بتواند توده های هر چه وسیع تر مردم را به درون خود بکشاند. ارزش  تظاهرات 10 هزار و صد هزار و میلیونها نفره به جای تظاهرات 500 و هزار نفره برای هر کسی روشن است. تظاهرات میلیتانت فقط در شرائط خاصی ارزش دارد. وگرنه تاکتیک عمومی تظاهراتی هدفش کشاندن توده های هر چه وسیعتری از مردم به درون تظاهرات میباشد. رهبران و فعالین تظاهراتها باید سیاست  اجتناب از درگیری با نیروهای رژیم داشته باشند، تا بتوانند توده های وسیع را به تظاهرات بکشانند. تظاهرات،  شورش و قیام نیست. در قیام باید متهورانه حمله کرد، به هیچ وجه نباید عقب نشینی نمود. در حالی که در تظاهرات توفق نیروی سرکوبگر فرض گرفته میشود. برای همین اجتناب از درگیری مهم میشود. اتخاذ تاکتیک اعتصاب عمومی از این لحاظ  هم دارای اهمیت بسیار بوده است. تظاهراتها در کردستان آنقدر قوی نبودند که قیام عمومی را در دستور روز قرار دهند. برای همین در اتخاذ تاکتیک لازم بود این جنبه مورد توجه قرار گیرد که تاکتیک بتواند توده های وسیع مردم را به میدان بکشاند. توده های وسیعی که در روز 16 شهریور نمیتوانستند به نبرد آخر فراخوانده شوند.

حمید تقوایی و رهبری جدید حزب کمونیست کارگری فکر میکند هر تظاهرات وقتی به درگیری با نیروهای رژیم کشیده شد، موفق بوده است. اینها متوجه نیستند که پروکاتورهای رژیم برای تحمیل درگیری زودرس به تظاهرات و به خشونت کشیدن آن  همیشه برنامه دارند. متوجه نیستند که تعرض کردن به دشمن زمانی که خود از قدرت چندانی برخوردار نیستی، به ضرر حرکت اعتراضی است. تظاهرات نزد اینها مانند همان عملیات چریکی یک چریک است. “نیروی پیشاهنگ باید به دشمن تعرض کند”. هر حرکت اعتراضی و تظاهرات برای رهبری حزب کمونیست کارگری یک عملیات چریکی است. باید در آن تظاهرات به دشمن حمله کرد. البته از آنجا که به دلیل توازن قوا نیروی سرکوبگر دشمن و مراکز آن مانند سپاه و بسیج و آخوند و … نمیتواند مورد تعرض قرار گیرد، پس باید بانکها و  فروشگاها و کارخانه ها را به عنوان مظهر سرمایه داری آتش زد. ( حمید تقوایی در گفتگوی پالتاکی اش،  ضرورت آتش زدن بانکها در تظاهراتها را به دلیل مظهر سرمایه بودنشان جایز دانست).

اینها متوجه نیستند که اعمال قهر انقلابی با تظاهرات اعمال نمیشود. تظاهرات تاکتیکی برای اعمال قهر انقلابی نیست. قهر انقلابی، توسط نیروی اسلحه اعمال میشود. اعمال قهر توسط طبقه کارگر و مردم بدون اسلحه معنی ندارد. حتما تظاهراتهای توده ای وسیع که مردم در آن خشم خود را به نیروهای سرکوبگر رزیم نشان میدهند، آنقدر قدرتمند میشوند که بتوانند آخوند و بسیجی را در کوچه و خیابان گوشمالی دهند، هم نشان از خشم انقلابی مردم است. این روحیه را باید پرورش داد. روش پرورش دادن چنین روحیه ای کشاندن هر اعتصاب به درگیری با رژیم نیست، بلکه قبل از آن و در درجه اول باید با کشاندن توده های وسیع مردم به اعتراض در شکل اعتصاب و تظاهرات و تحصن، آنها را متوجه نیرو و قدرت اتحاد و همبستگی خود شان نمود. گوشمالی دادن نیروهای رژیم هم باید به این هدف کمک کند. وگرنه اگر گوشمالی دادن موجب این شود تا تظاهرات سریع سرکوب و خاتمه یابد، این بر ضد هدف خود عمل میکند.

 اما نیروی قهر در برخورد با رزیم و برای سرنگونی رژیم با اسلحه اعمال میشود. تظاهرات و اعتصاب، مرحله تدارک انقلاب و تدارک بکارگیری قهر انقلابی است. برخلاف دوستان سابق ما ( که به خاطر عدم درک ابتدائی ترین مسائل، کمونیسم کارگری را رسوا و به ابتذال میکشند)  حمله به بانک و فروشگاه نشانه قهر انقلابی نیست. حمله به بسیجی و آخوند و نیروهای رژیم چیز دیگری است. این نشانه تهور و بیباکی مردم است و پرورش چنین روحیه و  نیرویی جهت آمادگی برای دست زدن به یک قیام لازم است. اما چنین حرکتی را نباید به هر تظاهراتی تحمیل کرد.

بحث خشونت و عدم خشونت , حرفهای پوپولیستی حمید تقوای

پس از پایان یافتن اعتراضات مردم کردستان با اعتصاب عمومی با شکوه 16 مرداد 1384، حمید تقوایی و رهبری حزب کمونیست کارگری قلم به دست گرفتند و چیزهایی نوشته اند که واقعا تاسف هر انسان کمونیست را برمیانگیخت. در جریان مبارزات مردم کردستان حزب حکمتیست طی اطلاعیه ای در باره خرابکاری نیروهایی مانند پژاک و کلا ناسیونالیستها به مردم هشدار داد. به مردم هشدار داد که این نیروها را طرد کنند و در فراخوانهایی که توسط آنها داده میشود شرکت نکنند. حزب حمید تقوایی مانند مورد هخا، در این مورد هم مشکلی نداشت. ببینیم حمید تقوایی در باره این اقدام حزب حکمتیست چه نوشته است.

“به بانکها حمله نکنيد! اموال عمومي را تخريب نکنيد! ماشينها را آتش نزنيد! خشونت نکنيد! متمدن باشيد! اينها از جمله توصيه ها و هشدارهائي بود که در کنار يورش نيروهاي نظامي سرکوبگر جمهوري اسلامي بر سر مردم بپاخاسته در شهرهاي کردستان فرود آمد. جمهوري اسلامي ميکوبيد و خيرخواهان خشونت گريز ما مردم را از خشونت برحذر ميداشتند. گرچه سرکوبگري حکومت را تماما و قاطعانه محکوم ميکردند اما در دفاع از خيزش مردم تبصره ها و قيد و شرطها يادشان نمي رفت. “اعتراض خوبست به شرط آنکه خشن نباشد”. در نظر اول چنين به نظر ميرسد که براي نيروهاي اپوزيسيون خشونت گريز، که ديگر تنها به دو خرداديها منحصر نيست بلکه برخي از نيروهاي چپ سرنگوني طلب را هم در بر گرفته است، مخالفت با خشونت و توسل به قهر يک پرنسيب ايدئولوژيک ماوراه سياسي است. “خشونت و اعمال قهر از جانب هر که باشد غير متمدنانه و مردود است”. به همين خاطر هم خشونت گريزان اصولگراي ما در بحبوحه خيزش مردم و جنگ و گريز آنان با نيروهاي سرکوبگر حکومت، فراموش نکردند که در عين اعتراض به حکومتيان، به مردم نيز عليه خشونت هشدار بدهند!”

هر کسی که اندکی شم سیاسی داشته باشد خواهد پرسید این انشاء نویسی سبکسرانه حمید تقوایی برای چیست.  خطابش کیست؟ چه کسی گفته است خشونت و اعمال قهر از جانب هر کسی باشد محکوم است. تئوری سوپر انقلابی حمید تقوایی فقط در جدل با حجاریان و گنجی بر سر اتخاذ تاکتیک بدرد میخورد. این بیچاره همیشه صد قدم از قافله عقب است. اگر دو خرداد زنده و فعال و موثر بود، شاید این حرفها جایی داشت، در جایی که دو خرداد میگفت باید مسالمت آمیز پیش رفت و خشونت نکرد، میبایست به مردم گفت که جمهوری اسلامی را فقط با زور باید انداخت. تازه دو خرداد منظورش از خشونت، همان حرکت اعتراضی مردم در شکل تظاهرات و اعتصاب بود که توسط رزیم با خشونت برخورد میشد. دو خرداد این خشونت حکومت را به گردن مردم واعتراض کننده میانداخت تا خشونت رژیم را پنهان کند.

 اما امروز این حرفها محلی از اعراب ندارد. امروز بسیاری از دو خردادیها خواهان سرنگونی رژیم هستند و حتما هم به خشونت دست میزنند. مرتجع ترین نیروها هم خواهان خشونت برای انداختن رژیم هستند. حتی بخشی از رژیم ممکن است با خشونت بخش دیگر را کنار بزند. بحث در باره جدال خشونت و عدم خشونت حمید تقوایی فقط میتواند خوراک فکری عداه ای مسخ شده در سکت حمید تقوایی باشد تا با فشار زیاد به خود بتوانند این تئوریها را به عنوان درافزوده ای دیگری بر مارکسیسم هضم کنند.

در مبارزات دور اخیر در کردستان ایران مبارزه چپ و راست در جامعه برای حاکم کردن افق و بینش خود بر جنبش مردم هم اوج گرفت. تفاوت و جدال  بر سر اتخاذ تاکتیک خشونت آمیز و غیر خشونت آمیز نبود. خشونت و غیر خشونت در گذشته در رابطه با دو خرداد طرح میشد که نیروهای دو خردادی در درون و بیرون رژیم خواهان این بودند که مردم دست به اعتراض نزنند و مطالبات مردم برای آزادی آنطور طرح شود که موجب تقویت نظام اسلامی و بخشی از آن شود. دو خردادیها تظاهرات و اعتصاب  را مخالف این امر و حرکتی خارج از نظام و خشونت زا قلمداد میکردند. اما در مبارزات اخیر در کردستان مسئله این بود که کمونیستها چگونه میبایست افق و نیروی ناسیونالیستی را از سر جنبش مردم دور سازند. اعتراض وجنبش خودبخودی عموما تحت نفوذ ناسیونالیسم قرار دارد. توده های مردم در روزهای اول در شهرهای شمال کردستان با شعار راه ما راه قاسملوست به میدان میامدند.  یک وظیفه محوری یک نیروی کمونیست در چنین شرائطی دور ساختن مردم از آلترناتیوهای ارتجاعی و ناسیونالیستی است. البته برخلاف نمونه خوزستان که حرکت اعتراضی شکل قومی یافته بود، در کردستان حرکت اعتراضی مردم برای خواستهای روشن و آزادیخواهانه بود، اما آلترناتیو ناسیونالیستی در ابتدای حرکت دست بالا را داشت.  میبایست این افق و الترناتیو خنثی شود.  یک اطلاعیه حزب حکمتیست بر علیه پژاک و در هشدار به مردم، فغان حککا را در آورد. پژاک برای حککا همان هخای کردستان است که میشود با فراخوانش به تظاهرات پرداخت و در کنار شعار و پرچم کردایتی، دو نفری هم مانند نمونه هخا آن گوشه شعار سوسیالیسم بپاخیز سر دهند.

تظاهرات و اعتصاب خشونت آمیز

اما تظاهرات و اعتصاب نه تنها خشونت آمیز نیست، بلکه مسالمت آمیز ترین وسیله مبارزه است. جمهوری اسلامی هر گونه اعتراض مردم را با خشونت پاسخ میدهد.  ما و مردم با تظاهرات و اعتصاب به اعمال خشونت نمیپردازیم. نه اینکه به اعمال خشونت معتقد نیستیم، بلکه اعتصاب و تظاهرات وسیله اعمال خشونت نیست.  برای مردم روشن است که جمهوری اسلامی بدون زور و بدون خشونت کنار نمیرود. اما زور و خشونت را ما با اسلحه اعمال میکنیم، نه با تظاهرات و اعتصاب. تظاهرات و اعتصاب را جمهوری اسلامی به خون میکشد. کارگران و مردم که قدرتی برای اعمال خشونت ندارند. برای همین صحبت از تظاهرات و اعتصاب خشونت آمیز توسط مردم مضحک است.  دو خردادیها برای سد کردن هر نوع اعتراض و توجیه سرکوبگریهای رژیم هر نوع اعتراض را خشونت آمیز قلمداد میکردند. این توجیهات امروز دیگر جایی ندارد. انشانویسی در باره اینکه  کسانی مردم را در تظاهرات و اعتصاب از اعمال خشونت منع میکنند بی معناست.  تظاهرکنندگان و اعتصاب کنندگان  نمیتوانند اعمال خشونت کنند. اعمال خشونت از جانب رژیم اعمال میشود. در 17 شهریور 1357، در 18 تیر 1378، در مبارزات مردم کردستان در مرداد ماه 1384 ، در اعتصاب کارگران بهشهر و خاتون آباد و دهها و صدها اعتراض و اعتصاب دیگر، این رزیم شاه و جمهوری اسلامی هستند که با اسلحه و باتوم و چاقو اعمال خشونت کردند. در همه این موارد مردم از قدرت اعمال خشونت برخوردار نبودند. مردم در این اعتراضات هزاران نفر کشته و زخمی دادند، بدون اینکه بتوانند اعمال خشونتی بر سرکوبگران اعمال کنند.

در مبارزات دور اخیر مردم کردستان دعوا بر سر خشونت و عدم خشونت نبود. حتی حزب دموکرات جایی به مردم نگفت تظاهرات نکنید و آرام باشید.  “به بانکها حمله نکنيد! اموال عمومي را تخريب نکنيد! ماشينها را آتش نزنيد! خشونت نکنيد! متمدن باشيد!” اتفاقا ناسیونالیستها بسیار هم در تاکتیک رادیکال بودند. حمید تقوایی در این مورد به گرد پا پژاک هم نمیرسد. پژاک خشونت رژیم را با خشونت اسلحه جواب داد.

 در کردستان اگر دعوایی و جدالی در مبارزات مردم در جریان بود، جدال بر سر حاکم کردن بینش و افق ناسیونالیستی و راست با بینش و افق و آلترناتیو سوسیالیستی و چپ بر مبارزات مردم  بوده است. حمید تقوایی و حزبش که بیگانه از همه چیز هستند نمیتوانند این جدال را ببینند و جدال خیالی بر سر خشونت و عدم خشونت در ذهنشان خلق میشود و خود را با آن مشغول میسازند.

برای حمید تقوایی و یاران پوپولیستش باید بگویم ما میخواهیم متمدمانه و با زور اسلحه جمهوری اسلامی را سرنگون کنیم. آری متمدنانه با یک قیام مسلحانه بساط آخوند و اسلام و نظامشان را جمع کنیم. “متمدنانه” و با اسلحه قدرت را بگیریم و با اسلحه قدرت آزادی و سوسیالیسم  را مستقر کنیم. ما خواهان خشونت نیستیم!!! فقط با اسلحه آن را اعمال میکنیم. ما با اسلحه اعمال خشونت میکنیم و در روزش ارگانهای سرکوب رژیم را نابود و تار و مار میکنیم و شما دوستان را میگذاریم تا در تظاهراتها و اعتصابهای مردم اعمال “خشونت” کنید. به شیشه های بانکها و کارخانه ها و اموال عمومی اعمال خشونت کنید. آنها را بشکنید و  به آتش بکشید.  ما به ارگانهای سرکوب رزیم و مراکز اصلی حکومت اسلامی حمله میکنیم و شما به بانکها و کارخانه ها. فکر میکنم تقسیم کار بدی نباشد. فقط خواهش میکنم  در خشونت ورزی مانند سخنرانی هایتان تهییج زیادی به خرج ندهید. ما و مردم به کارخانه ها و ساختمان بانکها و همه اموال عمومی احتیاج داریم. البته مطمئنم مردم خودشان جلوی شما را سد میکنند و جلوی آتش زدن اموال عمومی و نابودی تمدن را سد خواهند کرد.  اگر میخواهید زیاد انقلابی گری و خشونت به خرج دهید، لطفا دست نگهدارید. ما پس از قدرت گیری، مکان های معدودی را برای آتش بازی و شیشه شکستن و… به شما اختصاص میدهیم تا در آنجا هر کاری خواستید انجام دهید.

دوستان حککا  کمی بر روی حرفهایتان مکث کنید. آخر در مقابل کسانی که میگویند ما میخواهم با قیام مردم و با زور اسلحه رژیم اسلامی را سرنگون سازیم و دارند برای آن تدارک میبینند طرح بحث خشونت و عدم خشونت کردن نه تنها مضحک و خنده دار میاید، بلکه سبکمغزی گوینده را هم بیان میکند. در مقابل کسانی که میگویند جمهوری اسلامی را باید با یک قیام مسلحانه انداخت و این را در برنامه و در تاکتیک روز خود نیز گنجانده اند و دارند برای آن سازماندهی میکنند، دیگر بحث از خشونت و عدم خشونت، فقط در بهترین حالت بازی با کلمات یک روشنفکر مریخی خانه نشین نمایان میسازد.

 در ضمن امروز بسیاری از دوخردادیهای سابق هم خواهان برانداختن خشونت آمیز رزیم هستند و برایشان راهی جز این باقی نگذاشتند. برای تفاوت خود با آنها و هخا و ناسیونالیستها فکر دیگری بکنید. بحث تاکتیک خشونت و عدم خشونت و یا مسالمت و غیر مسالمت به تاریخ پیوسته است. اگر تفاوت پوپولیسم شما با آنها این بود، این تفاوت تمام شده است. فکری دیگری به حال خود کنید.

رفقا شما  “به بانکها حمله کنيد! اموال عمومي را تخريب کنيد! ماشينها را آتش بزنيد! به این شکلها خشونت کنيد! متمدن نباشيد!” من جدیدا متوجه شدم در این کار شما فلسفه ای وجود دارد که من درکش نمیکردم. حمید تقوایی در توضیح علت آتش زدن بانکها فرموده اند که بانکها مظهر سرمایه داری هستند و برای همین مردم باید آنها را آتش بزنند. من هم با این توضیح متوجه شدم که از آنجا که در اسلام رباخواری حرام است، بانکها این مظهر رباخواری بدترین نوع سرمایه هستند. پس به این مراکز رباخواری حمله ور شوید و خشونت کنید. البته کارخانه ها و دیگر اشکال سرمایه هم باید مشمول خشونت شوند اما بانک و رباخواری از همه بیشتر. تازه مدرسه را هم باید آتش زد چون در آنجا به جای علم، خرافه به کودکان میاموزند. به این اشکال و مظهر جامعه سرمایه داری خشونت کنید. کمونیستها و انقلابیون تاکنون اشتباه میکردند که خشونت و اعمال قدرت را با اسلحه و با حمله به نیروهای سرکوبگر رژیم، با حمله به ارتش و سپاه و…یکی میگرفتند. نه! نه! فلسفه شما درست است خشونت باید توسط کارگران و مردم در اعتصاب و تظاهرات و به حمله به بانک و کارخانه صورت گیرد. مگر در سال 57 گفته نشده بود که خون بر شمشیر پیروز است و رباخواری حرام است.