زنده باد اسماعیل بخشی ، زنده باد اعتصاب هفت تپه

این تیتر را در مقابل حرفهای آقای عظیم زاده در مصاحبه با رادیو پیام انتخاب کرده ام که در آن اظهار نمود که اسماعیل بخشی و سندیکای هفت تپه نقش چندانی در اعتصاب نداشته اند و دستگیری بخشی و نجاتی در وضعیت اعتصاب و مبارزه کارگران هفت تپه تاثیری نداشته است. عظیم زاده مرتب در مصاحبه اش از ارتباط محفل خود با صف اول رهبران مبارز و نمایندگان هفت تپه حرف میزند، در حالی که رهبر این صف اول اسماعیل بخشی بوده که ارتباطی با محفل اتحادیه آزاد نداشته است.

عظیم زاده اظهار داشته است که کارگران برای مطالباتشان باز هم به میدان میایند و بالاخره حقشان را میگیرند و شکست نخورده اند.

در مقابل این اظهارات عجیب باید گفت برای هر کارگر و انسان شریف و کمونیستی، نجاتی و اسماعیل بخشی ارزشی بسیار بالاتر از اعتصاب و اعتراض کارگران هفت تپه دارند. آنها که خود در دل همین زندگی و مبارزه پرورش یافته اند و به رهبران با صلاحیت و شاخص و شجاع تبدیل شده اند، ارزششان بسیار فراتر از یک تک حرکت و اعتصاب میباشد. از این نظر اظهار نظر آقای عظیم زاده و ادعایش در مورد دخالتگری اتحادیه آزاد در هفت تپه و بی تاثیری اسماعیل بخشی و نجاتی فوق العاده بی مایه است و فقط بدرد محفل خودش میخورد.

بدون اسماعیل بخشی، اعتصاب کارگران هفت تپه حداکثر همسنگ حرکت کارگران هپکو بود که حتی در صورت پیروزی تاثیر ماندگاری از خود بر جنبش کارگری و جامعه بر جای نمیگذاشت. حتی حرکت فولاد اهواز علارغم مبارزه جویی آن، که از هفت تپه قدرتمند تر و متحدتر به میدان آمده اند، از کمبود ” اسماعیل بخشی” بشدت رنج میبرد.

اسماعیل بخشی کارگر جوانی است که در دل اعتصاب و مبارزه کارگران هفت تپه در یکسال اخیر گل کرد و جلو آمد. به یکی از ورزیده ترین سخنران تاریخ جنبش کارگری ایران تبدیل شده و بی شک یکی از باهوش ترین رهبران کارگری برای بسیج و متحد نگه داشتن کارگران و همکاران خود میباشد.

حالا آقای عظیم زاده که کارش نه متحد کردن کارگران، بلکه برگزاری تجمعات کوچک در مقابل وزارت کار و مجلس میباشد، نبود اسماعیل بخشی را عاملی در شکست و پراکندگی کارگران هفت تپه نمیداند! شاید هم عظیم زاده که غرق در تحرکات بی حاصل مانند برگزاری تجمعات کوچک چند نفره زیر عنوان نمایندگان 40 هزار امضاء میباشد، فکر میکند رهبری و متحد کردن و متحد نگه داشتن کارگران عملی مانند برگزاری آکسیونهای کوچک چند نفره اتحادیه آزاد کارگران در مقابل مجلس و وزارت کار میباشد. جالب است در همین مصاحبه آقای عظیم زاده این سنت و ذهنیت خود را نیز بروز داده است. عظیم زاده در مصاحبه خود فاش کرد که به کارگران هفت تپه پیشنهاد داده بود تا به مقابل مجلس بیایند و اعتراض کنند. این یعنی چه؟ یعنی کارگران هفت تپه چند نفرشان میامدند تا مجلس ترحیم اعتصابشان را مقابل نمایندگان مجلس شورای اسلامی بگیرند. البته در اینصورت میتوانستند یک ملاقات هم با کمیسیون کار مجلس بگیرند و در ایلنا هم خبر این ملاقات درج شود. تاکتیک تجمع در مقابل مجلس در شرائطی که هفت تپه در اعتصاب و تظاهرات به سر میبرد، یعنی زدن تیر خلاص به حرکت و تحرک و اتحاد جمعی کارگران.

وقتی رژیم دست به دستگیری نمایندگان مجمع عمومی هفت تپه زد، هر کسی که ذره ای شم سیاسی و غیرسیاسی داشت، میدانست رژیم همه را آزاد خواهد کرد و اسماعیل بخشی را نگه خواهد داشت. برای رژیم هم مانند هر کارگر آگاه اسماعیل بخشی فراتر از اعتصاب هفت تپه میباشد. رژیم اسماعیل را هم برای شکستن اعتصاب هفت تپه و هم به خاطر ” اسماعیل بخشی” دستگیر و زیر شکنجه قرار داده است. خطر اسماعیل بخشی بیشتر از خطر پیروزی اعتصاب هفت تپه برای رژیم میباشد. اسماعیل بخشی نه تنها میتوانست عامل پیروزی هفت تپه باشد، بلکه میرفت که ایران را صاحب یک رهبر کارگری سخنور و باهوش کند. وجود اسماعیل بخشی، خود عامل تکثیر اسماعیل بخشی خواهد بود.

مطالبات روزمره کارگران میاید و میرود، اما اسماعیل بخشیها میمانند. شعارها و مطالبات کارگران از دولتی و خصوصی کردنها تا اداره شورایی و…فقط زمانی معنای واقعی پیدا میکنند که اسماعیل بخشیها باشند و از زبان اسماعیل بخشیها جاری شود.وگرنه شعارهای درست و یا غلطی هستند بر روی کاغذ و بر سر در این محفل و آن محفل و آن “حزب”. بخشی از این مطالبات را شوراهای اسلامی هم میتوانند پیگیری و اجرا کنند. رهبر و فعال کارگری نظیر اسماعیل بخشی از ” افزایش دستمزد” از ” بیمه بیکاری” از ” اداره شورایی” و حتی از خود تشکل مهمتر است. در نبود اسماعیل بخشی پیروزی هفت تپه ایها در کسب مطالباتشان ارزش چندانی ندارد. اگر همه مطالباتشان را نیز کسب کنند، باز هم کارگران در نبرد با دولت و سرمایه داران شکست خورده اند. پیروزی هفت تپه و فولاد اهواز قبل از هر مطالبه ای یعنی آزادی اسماعیل بخشی و سپیده قلیان و نجاتی…..

اسماعیل بخشی جای کسی را تنگ نکرده است. طبقه کارگر به صدها و هزارها اسماعیل بخشی احتیاج دارد. آقای عظیم زاده با توجه به سابقه و اعتبار مبارزاتی اش میتوانست یکی از این صدها مبارز باشد. تقصیر اسماعیل بخشی نیست که عظیم زاده در بن بست قرار گرفته است و خود را به در و دیوار میکوبد، مقصر سنت و سبک کار و نگاه آقای عظیم زاده است.

رژیم با دستگیری اسماعیل بخشی، با اجرای بخش کوچکی از مطالبه کارگران و با وعده و وعید دادن به آنها و نمایندگانشان و با کمک عاملان خود در میان کارگران، سعی دارد شکست کاملی را به کارگران هفت تپه تحمیل کند. در این شرائط اعلام پایان اعتصاب از طرف اتحادیه آزاد کارگران در خدمت این سیاست رژیم بوده است.

بخشی از هفت تپه در نبود رهبری و تحت فشارهای رژیم و صد البته تحت فشار تامین زندگی روزمره سراسیمه شدند و روحیه شان را باخته اند و به پایان دادن به اعتصاب راضی شده اند. اما پایان چنین اعتصاب قدرتمندی نمیبایست بدون شرط و شروط و بدون تهدید باشد. اگر نمایندگان روحیه باخته و اتحادیه آزاد اجازه میدادند، بخش دیگر کارگران که خواهان ادامه اعتصاب بودند، میتوانستند اعتصاب را آبرومندانه و با شرط و شروط و با نگه داشتن تهدید اعتصاب و تظاهرات بالای سر کارفرما و دولت موقتا تمام کنند و با یک تنفس و جمع آوری نیرو دوباره به میدان بیایند.

اما اتحادیه آزاد کارگران که میدان رهبری را در هفت تپه خالی دیده است با بخش مستاصل و روحیه باخته نمایندگان کارگران و با تلاش رژیم و کارفرما همراه شد و به این روند یاری داده است.

شرائط ایجاد شده از سر گیری مجدد اعتصاب در هفت تپه را دشوار ساخته است و ممکن است فعلا دیگر امکان برگزاری اعتصاب نباشد. اما تلاش پیشروترین قشر کارگران هفت تپه برای ادامه اعتصاب و ایستادن و مقاومت برای آزادی اسماعیل بخشی و نجاتی و قلیان ارزنده است و امیدوارم در این پیکار موفق شوند.

زنده باد اسماعیل بخشی، زنده باد اعتصاب هفت تپه

محمود قزوینی

11 دسامبر 2018